الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

650

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

تشخيص‌هاى مختلف افراد و چه بسا اغراض شخصى يا گروهى و هوا و هوس آنان قرار مىگيرد و هركس در ذهن خود حقيقتى مىسازد و آن را به تناسب محيط تغيير مىدهد و وارونه مىكند . 3 . پذيرش مكتب پراگماتيسم در عمل نيز ضايعات فراوانى دارد و اگر به طور كامل به اجرا گذاشته شود چه بسا به هرج و مرج و يا نقض وسيع قانون منجر گردد چرا كه گاهى منفعت فرد در اطاعت نكردن از قانون است و مطابق نظريه پراگماتيسم حقيقت نيز همانجاست كه مصلحت قرار دارد . ممكن است طرفداران اين مكتب ، براى پرهيز از چنين لازمه فاسدى ، تشخيص مصلحت و مفسده هر عقيده و رفتارى را در اختيار قانونگذار بدانند ولى بايد توجّه داشت كه اين كار در واقع خروج از مبانى پراگماتيسم و نقض آنهاست . سوم : نظريهء اتّحاد حقوق و دولت منشأ انديشهء اتّحاد حقوق و دولت ، آثار فيلسوف معروف آلمانى فريد ريش هگل « 1 » ( 1770 - 1831 ) است . علماى حقوق عمومى آلمان با الهام گرفتن از عقايد هگل ، اعلام كردند كه مبناى حقوق ، ارادهء دولتِ حاكم است و دولت نيز به نوبهء خود ، زاييدهء يك سلسله قواعد حقوقى است . با اين كه هگل را نمىتوان در زمرهء فيلسوفان مادىگرا به شمار آورد ولى نفوذ فلسفه او در ميان مادّىگرايان چندان زياد است كه بايد فلسفه‌اش را مقدمه‌اى بر مكاتب مادى و سوسياليستى دانست . هگل نيز مانند كانت ، هدف حقوق را تأمين آزادى اراده انسان مىداند ولى اضافه مىكند كه آزادى را نبايد با اميال و هوس‌هاى شخصى اشتباه كرد . آزادى فقط در چارچوب نظم قابل پذيرش است و مظهر اين نظم و نگهدارندهء آن ، دولت است . جامعهء بدون دولت ، ميدان مبارزهء خصوصى بين افراد است و تصوّر هيچ حقّى در آن ممكن نيست . هر فردى ، پيشرفت و تكامل اخلاقى خود را مديون دولت است و در سايهء اين نظم و ارادهء دولت است كه مفهوم حق و تكليف به وجود مىآيد . بنابراين تشكيل دولت ( بر خلاف آنچه ژان ژاك روسو مىگويد ) نتيجهء قرارداد يا خواسته كسى نيست بلكه امرى است معقول كه براى رسيدن به هدف نهايى زندگى انسان يعنى اجتماعى شدن و آزادى يافتن ، ضرورت دارد . همه بايد دولت را مقدّس شمارند و اطاعتش را بر خود واجب بدانند . در برابر قدرت حكومت ، هيچ حقّ فردى وجود ندارد . فرض اختلاف بين حقوق و دولت و سياست و اخلاق ، در هيچ صورتى ممكن نيست . دولت نفع عموم را بر نفع فرد مقدّم مىدارد و اگر لازم شود مىتواند فرد را فداى جمع كند زيرا حمايت از سود عمومى متضمن منفعت اجزاى آن نيز هست . به نظر هگل ، دولت يك فكر خدايى است كه در زمين تجسم يافته است . « 2 »

--> ( 1 ) . Hegel . ( 2 ) . فلسفهء حقوق ، ج 1 ، ص 193 - 191 .